سيد علاء الدين محمد گلستانه
322
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
[ آزمونهاى الهى براى كافران ] فَإنْ سَرَّكُمْ أمْرُ اللَّهُ فِيهِمُ الَّذِى خَلَقَهُمْ لَهُ فِى الأَصْلِ ( أصل الخَلق ) مِن الكُفْر الَّذى سَبَقَ فِى عِلْمِ اللَّهِ أنْ يَخْلُقَهُمْ لَهُ فِى الأْصلِ وَ مِنَ الَّذِينَ سَمَّاهُمُ اللَّهُ فِى كِتَابِهِ فِى قَوْلِهِ : « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ » « 1 » ، فَتَدَبَّرُوا هَذَا وَ اعْقِلُوهُ وَ لَاتَجْهَلُوهُ ، فَإنَّهُ مَنْ جَهِلَ هَذَا وَ أشْبَاهَهُ مِمَّا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ فِى كِتَابِهِ مِمَّا أمَرَ اللَّهُ بِهِ وَ نَهى عَنْهُ ، تَرَكَ دِينَ اللَّهِ ، وَ رَكِبَ مَعَاصِيَهُ ، فَاسْتَوْجَبَ سَخَطَ اللَّهِ ، فَأكَبَّهُ اللَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِى النَّارِ . پس اگر شما را خوش مىآيد امر الهى كه در باب ايشان مقرّر فرموده و ايشان را در اصلِ خلقت براى آن مخلوق ساخته ، و آن امر ، عبارت است از كفرى كه علم ازَلى الهى تعلّق گرفته بود به آن كه ايشان را براى كفر ، خلق كند ؛ يعنى خداى - عزَّ و جلَّ - مىدانست كهايشان بهاختيار خود ، كافر خواهندشد و با وجود آنكه چنين مىدانست ، ايشان را براى حكمت و مصلحتى چند كه در خلقِ بندگان از اشرار و اخيار « 2 » و تكليف نمودن ايشان در دنيا از روى اختيار بود ، خلق نمود ، بعد از آن كه فرمود كه : اگر شما را مسرور مىسازد امر الهى دربارهء ايشان ( يعنى مخالفان ) و دربارهء آن جماعتى كه خداى تعالى ، ايشان را در كتاب خود نام برده ، آن جا كه فرموده كه : « گردانيديم از جملهء ايشان ، امام و پيشوايى چند كه متابعان خود را به آتش جهنّم ، دعوت نمايند » ، پس تفكّر و تدبرّ در اين معنى بكنيد و بفهميد و به آن جاهل مباشيد ؛ زيرا كه كسى اين معنى و هر چه مثل آن باشد از آنچه خداى تعالى بر او واجب ساخته در كتاب خود و امر و نهى فرموده ، نداند ، دين خداى تعالى را از دست گذاشته ومرتكب معصيتهاى الهى شده ، يا دين را ترك مىكند ومرتكب معاصى مىشود . پس مستوجب غضب الهى مىگردد و خداى تعالى ، او را بر رو ، به آتش جهنّم مىاندازد . و بدان كه در نسخههاى روضهء كتاب كلينى ، اختلاف هست و ترتيب اجزاى اين حديث در بعضى از نسخ صحيحه ، بر خلاف ترتيبى است كه در اكثر نسخهها هست ، و ترتيب نسخههاى مشهوره ، به نحوى است كه مذكور شد و بنا بر اين ، جزاى شرط كه فرموده : « فَإنْ سَرَّكُمْ أمْرُ اللَّهِ فِيهِمْ » ، مىتواند بود كه امر به تدبّر در اين معنى باشد ؛ يعنى : اگر شما از اين معنى مسرور مىشويد كه ايشان از اهل كفر باشند و به عذاب الهى معذّب باشند ، در باب صبر و تحمّل كه شما را به آن وصيّت كردم ، تأمّل كنيد « 3 » و كارى مكنيد كه مخالف صبر باشد تا خداى تعالى ، شما را نجات
--> ( 1 ) . سورهء قصص ، آيهء 41 . ( 2 ) . ب و ج : « اخيار و اشرار » . ( 3 ) . ب و ج : « بكنيد » .